سلام می کنم
به بهار که زیباست آمدنش را به فال نیک می گیرم می گویم خوش آمدی خوش آمدی! بیا که چشم در راه راهم شباهنگام چشم در راه باران چشم انتظار یاران عشق از دست رفته من از من خسته است به پرواز در آمده در آسمان آیا پرواز را به من یاد می دهی عشق من؟ می دانم آسان نیست ولی می خواهم یاد بگیرم پرواز کنم. به تو برسم. به تو که از دستت داده بودم دوباره دوباره به دستت آورم دیگر افسون ترس نمیشوم که قصه ای است تکراری قصه ای که می گویم دیگر تکراری نیست پس قصه پرواز را باور کن باور کن...
